اسكندر بيگ تركمان
73
تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )
فرستند كه قزلباش متوجه دفع فتنه ايشان شده اردوى خواندگار بسلامت بيرون رود بنابراين القاس ميرزا را با پنجهزار كس از راه كركويه و شهر زور بجانب عراق و اولامه را با دوازده هزار كس باتفاق پاشا ارزروم به طرف ولايت مزبور فرستادند و خواندگار با آغرق خود از راه تبليس عبور نموده خود را بديار بكر انداخت و شاه جنت مكان تا ولايت موش آباد رفته و آن حدود را تاخته و سوخته در آن ديار از آبادانى نگذاشت و چون بمسامع جلال رسيد كه اولامه تكلو از اردوى خواندگار جدا شده با فوحى از جنود روميه در ترجانست و بارز روم ميرود شاه و الا جاه كميت صبا رفتار را بطريق ايلغار بدان صوب در حركت آورده در نزول و ارتحال بر صبا و شمال پيشى ميگرفت و عساكر منصوره گروه گروه از عقب ميرسيدند اولامه غلبه هر يك از امراء شاه طهماسب بامراء سلطان سلطان و جنود روميه كه همراه او بودند از ايلغار خسرو كامكار خبردار گشته رعب و هراس بيقياس بسرداران آن سپاه راه يافته از خوف جان بىاستعمال سيف و سنان ترجانرا انداخته راه فرار پيمودند و موكب همايون فال بفيروزى و اقبال بترجان رسيده چون روميان فرار نموده بودند غازيان چند روزه راه از عقب رفته و اخترمه ميآوردند از آنجا لواى توجه بجانب ارزنجان افراخته چندگاه ساحت آن ولايت مضرب خيام اقبال بود و امراء نامدار كه بهر طرف مأمور شده بودند شاهقلى سلطان افشار و رفقاء الوس و احشام اخلاط را تاخته موازى پنجهزار سر اسب و يكصد هزار گوسفند و پنجاه هزار گاو بدست آورده سالما غانما بازگشتند و محمود خان افشار حاكم كوه گيلويه و كحل شاهويردى استاجلو و غيرهم كه بقراولى رفته بودند با گروهى از قابوقولى و قراولان خواندگار باز خورده جنگ عظيم فيما بين بوقوع پيوست شكست بروميان افتاد على سلطان تاتى اغلى ذوالقدر كه با ده هزار كس از سپاه ظفرپناه بتاخت عادلجور و آن حدود رفته بود در كوزل دره سى با فوجى كثير از پاشايان و عظماء روميه كه از اردوى خواندگار جدا شده بودند دوچار شده بر ايشان ظفر يافتند شاهزادگان كامكار بهرام ميرزا و اسمعيل ميرزا كه با فوجى از دلاوران معركه كارزار به طرف بايبرد رفته بودند بمحمد پاشامك اغلى رسيده آهنگ محاربه را ساز دادند و جنود بهرام انتقام خاك عرضه بايبرد را به خون مبارزان روميه گلگون ساخته جمعى كثير بقتل آوردند . القصه سرداران لشكر قزلباش همگى مظفر و منصور متوجه اردوى كيهان پوى گشته سر بسيار و اخترمها والاهائى كه در اين معارك بدست درآمده بود در ارزنجان به نظر خسرو كامكار كامران درآورده هر يك فراخور خدمت بنوازشات شاهانه سرافراز شدند و چون نقصان و خسران كه از آمدن سلطان سليمان بديار عجم راه يافته بود يكى درده تدارك شده در اين نهضت قريب بيست هزار روميه بتيغ انتقام غازيان ظفر فرجام راه عدم پيمودند از ارزنجان عنان عزيمت بصوب مراجعت انعطاف داده بايروان آمدند و از ايروان بجانب قراباغ رفتند از آنجا اسمعيل ميرزا و عبداله خان و كوكجه سلطانرا بشيروان فرستاده سوندوك بيك قورچى باشى را با فوجى از قورچيان عظام بتاخت ولايت شكى ارسال داشتند در اين اثنا خبر رسيد كه القاس ميرزا كه خواندگار او را بديار عراق عرب فرستاده بود [ 55 ] از راه شهر زور آمده فرزندان بهرام ميرزا را كه در آنجا بود بدست آورده و در ملك عراق از آمدن او آتش فتنه و آشوب اشتعال دارد بنابر آن اسمعيل ميرزا و قورچى باشى باردوى ظفر نشان بازگشته رايات نصرت آيات اردوى سپهر اساس جهت دفع فتنهء القاس بصوب عراق در حركت آمد .